این خوابها هر شب به شکلی و با هیاهو و غوغای متفاوتی به درونم چنگ می اندازند و مانند موریانه آرام آرام مرا از دورن میخورند و میسایند و درونم را تهی میکنند و در هم میشکنند.
این خوابهای تلخ آشفته نیستند... زنده اند. ملموسند... حتی سه بعدی اند... از یاد نمی روند. از یک خواب تا خواب دیگر امتداد می یابند. خوابهای بیداری اند. شکل و فرم دارند.