داستان این رمان در شهر کوچک براکتون، پنسیلوانیا، تقریبا در اواسط دهه 1950 می گذرد. داستان، آرتور وینر جونیور، وکیل دادگستری را در 49 ساعت از زندگی خود دنبال می کند
رهاست خیال انسانی چهکس تواند کند آن را ارزیابی؟ پر میگشاید بال همچون سایههای سحرگاهی نتوان به بند کشد آن را هیچ جانی دست نیازید بدان هیچ صیادی نه حتی با سرب و گلوله: رهاست خیال انسانی!