کارل و یوناتان دو فرزند خانوادهی شیر هستند. کارل پسربچهای بیمار است که قادر نیست از تختخواب خود بیرون بیاید و برادرش یوناتان که او را خیلی دوست دارد پسری شجاع و زیباست.
او برای آرامش خاطر کارل دنیای پس از مرگ را نانگیالا مینامد سرزمینی که در آن مریضی وجود ندارد. پس از مدتی یوناتان در یک آتشسوزی به خاطر نجات کارل خود را در معرض خطر قرار میدهد و میمیرد. پس از مدتی نیز بیماری کارل او را نیز از پا درمیآورد و این آغازی است برای ملاقات دوباره دو برادر و اتفاقاتی که در زندگی جدید خواهند گذراند.