کتاب درمانگر (روایتی از یک تراپی غیر معمول)
.... موهایم را میگیرد آنها را بالای سرم بلند میکند و به آرامی و کم کم میگذارد دور شانه هایم بریزند در آینه نگاهش میکنم و از چیزی که میبینم می لرزم او با مردی که من میشناختم یا فکر میکردم میشناسم، آن قدر متفاوت به نظر میرسد که انگار کس دیگری است.