کونیشیگه، پدر چیهیرو روکوهیرا، معروفترین شمشیرساز کل کشوره. به لطف شش تا شمشیر جادوییش، جنگی که کشور رو گرفته بود تموم میشه و روزهای صلح از راه میرسن...
گِرگ هفلی متوجه میشود که مسیر رسیدن به شهرت و ثروت با موانع و مشکلاتی همراه است. وقتی او تصمیم میگیرد با گروه برادر نوجوانش رودریک، یعنی “پوشک انفجاری”، همراهی کند، نمیداند وارد چه مخمصهای شده است...