مری لمبرت همیشه در جزیرهی محبوبش، مارتاز واینیارد، احساس امنیت کرده است. پدرِ پدرِ پدربزرگ او مهاجری انگلیسی و از اولین ساکنان جزیرهی ناشنوایان بوده و حالا بعد از گذشت صد سال، بسیاری از مردم آنجا، ازجمله مری، ناشنوا هستند و تقریباً همه میتوانند با زبان اشاره باهم ارتباط برقرار کنند...
لنا بهترین دوست من، و البته یک دختر است. این را تا حالا بهش نگفتهام... (برنده جایزه جدید ادبیات کودکان نروژی، برنده جایزه zilveren griffel، برنده جایزه capitol choices)