اوینار و فرزان عاشق هم میشوند، بیاینکه بدانند این عشق نه تنها مرهمی بر جراحت التیامنیافتهی عزیزانشان در روزگارانِ دور نخواهد بود که سرِ زخمها را بازتر کرده و رنجشهای کهنه اما...
داستان ارباب دشت گوهران در جامعهای سنتی روایت میشود و از عشقی نامانوس برای چنین جامعهای حکایت دارد، عشق آقا سالار، ارباب دشت به دختری چوپانزاده. عاشق و معشوق از دو طبقهی مختلف جامعه هستند.
در کلاس درسی در سئول، زنی جوان به استاد زبان یونانی خود نگاه میکند. زن سعی میکند حرف بزند ولی صدایش را از دست داده. استاد که بهتدریج بیناییاش کم و کمتر میشود، هر روز بیشتر جذب این زن ساکت میگردد...