فراتر از بودن از زبان مردی روایت می شود که همسرش را از دست داده است. او می نویسد و در این نوشته ها با همسرش گفت و گو می کند، خاطراتشان را مرور می کند و ..
پری مادر و زن خانه دار ثروتمند و ترکی است. او در مسیر ضیافت شامی است که در عمارتی ساحلی در استانبول برگزار میشود که ناگهان کیف دستی اش را میدزدند در حالی که تلاش میکند تا کیفش را پس بگیرد عکسی بر زمین می افتد - یک عکس پلاروید قدیمی که تصویر سه دختر و استاد دانشگاهشان است.
از اتاق جهانگیر بیرون آمد. خواست برای آخرین بار گلدان بامبو را آب بدهد، به آشپزخانه رفت. چشمش به تابلو افتاد؛ همان تابلویی که مدتها تنها وسیله ارتباطی میان او و جهانگیر بود. بسته کوچکی پیچیده در کاغذ کادوی زیبایی با روبان سپید زیر تابلو به چشم میخورد. با قدمهایی لرزان به سوی آن رفت. روی تابلو نوشته شده بود: “من را ببخش و فرصت بده با آیندهای شیرین، گذشته تلخ را جبران کنیم”