"شهر و دیوارهای نامطمئنش" با داستان زوجی جوان و بینام آغاز میشود، پسر و دختری نوجوان که عاشق یکدیگرند. روزی دختر ناپدید میشود و غیاب او ذهن پسر را تسخیر میکند...
پیدایت میکنم داستان مردی به نام دیوید را روایت میکند که پس از گذشت سالها از یک جنایت مرموز، بهطور غیرمنتظرهای با سرنخهایی مواجه میشود که همهچیز را به هم میریزد.