کتاب پادشاه کرایهای، روایتی طنز از زندگی رضاخان است. فردی که انگلیس او را به عنوان قلدری توانمند کرایه کرد تا سیاستهای استعماری خودش را در ایران اجرا کند....
سرباز قدم برمیداشت و از میان جویهای خون و شعلههای آتش گذر میکرد. دیگر توانی برای تاماعت باقی نمانده بود. نگاهش رنگ مرگ گرفت و دستانش سرد شد. چهره سرباز هر لحظه بیشتر شکل انسانی خود را از دست میداد و به شغال شبیهتر میشد. هنوز پلکهای تاماعت روی هم نیفتاده بود که...