روزی روزگاری، اردکی بود که اصلا از آب خوشش نمیآمد.
حتی تو بگو یک قطرهی خیلی ریزهمیزه
آنهم قد یک نخود!
تا اینکه در یک شب طوفانی
سقف اتاق گرم و خشک اردک سوراخ شد
و مهمانی ناخوانده جلویش سبز شد...