وقتی جوان بودم او همچون حلقه ای جادویی مرا در بر میگرفت بیرون آمدن از حلقه ممکن نبود هر قدمی که بر می داشتم یا برنمی داشتم تصمیم او بود متوجه ام که ...
مجموعه داستانی جذاب و خواندنی از زندگی دختری بازیگوش و شاداب، که بنا به خواست خانواده اش در سن بسیار کمی تن به ازدواج می دهد. در آیین هندیان باستان هر زنی پس از ازدواج به خانواده همسرش تعلق دارد، حتی اگر آن مرد از دنیا رفته باشد، چاندرا که به چنین مشکلی دچار می شود، تسلیم نمی شود و برای دست یابی به ساده ترین حقوقش به پای می خیزد.
نمایشنامه ی ستونهای جامعه از دو جنبه دارای اهمیت ویژه است و نقطه ی شروعی برای ایبسن محسوب می شود نخست آن که وایسن در این نمایشنامه برای اولین بار مسائل اجتماعی را طرح میکند و سپس آن که این نمایشنامه اولین اثر او به زبان نثر است.