کتاب "کیمیاگر"، داستان اسرارآمیز پسری چوپان و آندلسی به نام سانتیاگو را روایت میکند که رویای یافتن گنج را در سر میپروراند. او به همین منظور پا به سفر میگذارد اما دست سرنوشت، گنجی به مراتب باارزشتر و واقعیتر از تصور او را بر سر راهش قرار میدهد.
ستمدیدگان با درونی کردن تصویر ستمگر و پیروی از دستورالعملهای او، از آزادی هراس دارند. آزادی مستلزم آن است که آنها این تصویر را کنار بگذارند و استقلال و مسئولیت را جایگزین آن کنند. آزادی را باید به چنگ آورد و کسی آن را ارزانی نمیدارد. آزادی را باید به شکلی مستمر و مسئولانه دنبال کرد...
تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است. و هنگامی که آرزوی چیزی را داری، سراسر کیهان همدست میشود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.