اگر تمام جهان برهوتی تباه و مرده باشد، چه؟ هزار سال است خاکستر میبارد و هیچ گلی شکوفه نمیزند. هزار سال است اسکاها با تیرهروزی به بردگی کشیده میشوند. هزار سال است که لرد فرمانروا قدرت مطلق را در دست دارد...
کتابهای مجموعهی «جادوفروش» چهرهای متفاوت از جادوگرها ارائه میدهد. شخصیت اصلی داستان دستوپاچلفتی است، ردای کوتاه میپوشد، جغد نامهرسان ندارد و بهجای جاروی پرنده، با اتومبیل کوچکش اینطرف و آنطرف میرود تا طلسم روزمرگی دنیای منطقی بزرگسالان را بشکند. اوبرت اسکای در این کتاب، با شوخیهای گاهوبیگاهش با دنیای هری پاتر، لبخند را بر لب طرفداران این مجموعه مینشاند و آنها را با خود همراه میکند.
کتاب «پاستیلهای بنفش» داستان زندگی جکسون و دوست خیالیاش است. وضعیت زندگی خانوادهی جکسون، چند وقتی است که تعریف چندانی ندارد. آنها نه پولی برای اجارهی خانه دارند و نه پولی برای غذا. وضعیت چنان بحرانی است که جکسون، پدر و مادر و خواهر کوچکترش شاید دوباره مجبور شوند در مینیونشان زندگی کنند. و اما کرنشا...
اگر میخواهیم برای رسیدن به خودمان و دیگران راهی پیدا کنیم به زبانی مناسب و اعتماد به نفسی ریشه دار نیاز داریم تا داستان خود را بیان کنیم و شنونده ی داستانهای دیگران نیز باشیم.
داستانهای این کتاب بر این ایده تأکید دارند که با بیرون کشیدن خود از منطقه ی آسایش تمایل به شکست دادن داشتن بی توجهی مثبت به امر غیر ممکن و استفاده از هر فرصتی برای افسانه ای شدن فرصتهای بی حد و حصری به دست می آیند.