این کتاب شامل هفده سخنرانی است. آدورنو در این هفده سخنرانی به تعدادی از مسائل کلی در فلسفهی اخلاق پرداخته است، از جمله ماهیت هنجارهای اخلاقی، مفهوم زندگی خوب، نسبیگرایی و نیهیلیسم. او همچنین مسائلی مانند ویژگی سرکوبگر هنجارهای اخلاقی، مسئلهی آزادی، دیالکتیک اخلاقی در کانت و هگل، ماهیت عقل، قانون اخلاقی به عنوان یک امر ثابت، و نقش روانکاوی در درک اخلاق...
«در عین ملالت از مذهب جزم که به ما هیچ نمیآموزد و هم از شکاکیت که هیچ نویدی نمیدهد، حتی آرامش خاطری را که در جهل و بیخبری هست، در حالی که اهمیت معرفتی که ما نیازمند آنیم شوق طلب را در ما برمیانگیزد و تجربۀ ممتد اعتماد ما را نسبت به همۀ دانشی که به زعم خود داشتیم و چنان مینمود که از عقل محض حاصل آمده است متزلزل ساخته است، چه میتوانیم کرد جز اینکه این پرسش نقادانه را که با پاسخ آن میتوانیم به راه و رسم آیندۀ خود انتظام بخشیم مطرح سازیم که آیا مابعدالطبیعه اصولا ممکن است؟ اما این پرسش را نباید با ایراد اعتراضات شکاکانه بر اقوال خاصی از یک مابعدالطبیعۀ موجود (زیرا در حال حاضر ما هنوز بر معتبر بودن هیچ مابعدالطبیعهای صحه نگذاشتهایم) بلکه میباید بر اساس مفهوم این علم، که فعلا وجود خود آن محل نزاع است، پاسخ گفت.»
(نویسندگان بزرگ جهان)مکس براد، پس از مرگ کافکای چهلویکساله، نامهای در کشوی میز نویسنده پیدا کرد که از او خواسته بود خاطرات، دستنوشتهها، نامهها و طراحیهایش را بسوزاند. اما