این کتاب داستان افلیا را در خود جای داده، دختری که همراه با مادر باردارش راهی سفر شده تا کنار پدر جدیدش زندگی کند، او می داند که گرگ شرور است و بی رحم، اما انگار بزرگ تر ها نمی توانند چهره ی واقعی یکدیگر را ببینند همان طور که مادرش از شخصیت واقعی گرگ بی خبر است. وقتی دختر با یک حشره ی عجیب و غریب رو به رو می شود کم کم به هزارتوی اسرار آمیزی هدایت می شود که دنیایی جادویی را پیش رویش قرار می دهد.

نویسنده ماجرای افلیا را در رویا و واقعیت پیش می برد و دنیای او را که آمیخته ای است از صحنه های خیال انگیز و حقیقی به تصویر می کشد