«قمارباز» کتابی نوشته فئودور داستایفسکی، نویسنده اهل روسیه است. این اثر در دسته ادبیات داستانی کلاسیک با موضوعی اجتماعی قرار میگیرد. این رمان درباره فروپاشی زندگی مردی پس از باختهای مداوم در قمار است.داستان رمان کوتاه «قمارباز» که داستایفسکی آن را از زندگی خود الهام گرفته و در دوره ورشکستی مالی این نویسنده روس در بازی رولت روسی نوشته شده است به ماجرای ژنرالی اهل روسیه میپردازد که به دلایلی ثروت فراوان خود را از دست داده و مجبور شده با دو فرزندش به کشور دیگری مهاجرت کند. راوی داستان که معلم فرزندان این خانواده است درگیر ماجرایی عاشقانه با دختر ژنرال میشود و همین موضوع زندگی معلم را برای همیشه تغییر میدهد.داستان این رمان در رولتنبورگ آلمان اتفاق میافتد و درباره مرد جوانی به نام الکسیس ایوانوویچ است که به عنوان معلم فرزندان ژنرال کار میکند. الکسیس به پائولینا، دخترخوانده ژنرال علاقمند است و تصمیم میگیرد برای به دست آوردن دختر به مردی ثروتمند تبدیل شود. او راهی سادهتر از بازی قمار برای به دست آوردن پول فراوان نمیشناسد. اما الکسیس کم کم به قمار معتاد شده و هر روز میبازد. از سوی دیگر ژنرال منتظر است تا عمهاش بمیرد و ثروت فراوان عمه به او برسد و سپس با زن جوان و زیبای فرانسوی که به دنبال میراث ژنرال است، ازدواج کند.معلم داستان را در حالی روایت میکند که یا از قمارخانه برگشته است یا در راه قمارخانه است. او که به شانس خودش در قمار اعتقاد راسخ دارد مدام در اندیشه قمار است و آن را تنها راه محقق شدن خواستهاش و رسیدن به دختر ژنرال میداند.نویسنده در این رمان در پی آن است تا تصویری از جامعه بورژوازی زمان خود ارائه کند که پول کلید رسیدن به هر چیزی است و حتی عشق نیز در لایههای پنهان خود با پول گره خورده است.