نورا با سوالی این چنینی به سراغ کتابخانهای مرموز میرود که بداند قصه زندگی او چطور میشد اگر در جایی از زندگی انتخاب دیگری میکرد. او زندگیای پر از بدبختی و پشیمانی داشته اما در این کتابخانه فرصتی برایش فراهم میشود تا اوضاعش را روبه راه کند.
بدون کت پوشیده از یادداشتش به طرز غریبی لاغر و نحیف بود پوستش رنگ پریده و نرم بود و گوشت بازوها و رانها و شکمش چروک خورده و شل ناخنهایش پیر و فرسوده به نظر میرسید.