. این مجموعه ی جذاب و شگفت انگیز از داستان های کوتاه، قصه هایی سرشار از احساس و شوخ طبعی را در خود جای داده است. مویز در این کتاب هیجان انگیز، به زنانی پرداخته که به گونه های مختلف از زندگی خود راضی نیستند.
مت مک کارتی و همسرش، لارا، مدت ها از همسایه شان مراقبت کرده اند و برای او غذا برده اند، لباس ها و خانه اش را تمیز کرده اند و با زبان تند و گزنده ی او کنار آمده اند.
مبل کنار پنجره پلیورم را در آغوش کشیده بود دست بردم و پلیور خاکستری ام را برداشتم و به تن کشیدم کنار پنجره ایستادم و تهوع آدمها به شهر پیدا شد. ساختمانهای ریز و درشت خاکستری که در دلشان قصه هایی پنهان کرده بودند.