عزیز عواد، کارمند بایگانی، تلاش میکند خانوادهی کوچکش را از تباهی نجات دهد اما ناخواسته خودش را غرق در کورهی گورها و قصههای کودکان مرده و مطرود میبیند...
چراغی در اتاق ساکت سوسو میزند. دخترها میتوانستند روی تخت خوابیده باشند، ولی پوست رنگ پریدهشان مثل یخ سرد است و چشمان بستهشان هرگز دوباره باز نخواهد شد... وقتی جسد دو دختر نوجوان در اتاق هتل قدیمیای در شهر نیویورک پیدا میشود...
دوران کودکی پاچینو در فقر و سختی سپری شد، اما او با تلاش و سختکوشی و شرکت در کلاسهای بازیگری «اکترز استودیو» توانست راه خود را ابتدا به تئاتر و سپس به سینما باز کند و تبدیل به یکی از چهرههای ماندگار سینمای جهان شود.