هان کانگ یکی از نویسندگان جوان کرهی جنوبی است که در خانوادهای تماما ادبی رشد پیدا کرد. پدر و برادر خانم کانگ به عنوان نویسندگانی شاخص در کشور کره شناخته میشوند و هان کانگ نیز علاوه بر نگارش رمانهایی موفق، به عنوان استاد نویسندگی در دانشگاه مشغول تدریس است. ویژگی بارز هان کانگ بهرهگیری از زبانی شاعرانه و نثری سالم است که مفاهیمی از جمله مسئلهی هویت و تعهد و همچنین مسائلی چون جنگها و تعارضات بزرگ اجتماعی در بستر همین زبان به خواننده عرضه میشود.
رمان با شخصیت محوری کیونگا آغاز میشود. نویسندهای منزوی و تنهاییخواه در سئول که پس از نگارش رمانی موفق در مورد قتلعام معروف در این کشور، به افسردگی و کابوسهای شبانه مبتلا شده است. در ادامه و با گسترش داستان، دوست صمیمی کیونگا یعنی اینسئون وارد داستان میشود. اینسئون که پس از حادثهای در بیمارستان بستری شده است، با کیونگا تماس میگیرد و از او میخواهد برای مراقبت از پرندهی سفیدش "آما" به جزیرهی ججو برود. این درخواست و سفر محرک سفر درونی شخصیت اصلی داستان است و در وجوهی نمادین اتفاقات عجیبی را برای او به وجود خواهد آورد. کیونگا در فصلی سرد و درحالیکه خود دچار بیماری شدید روانی است، به جنجو میرسد و در خانهی اینسئون با اسناد و مدارکی روبهرو میشود که پرده از قتلعامهای دهه 1940 در جنجو خواهد برداشت. این سفر که در ظاهر بهمنظور نجات یک پرندهی سفید آغاز میشود اما در لایهای عمیق منجر به سفر درونی و مواجهه با گذشتهی تاریک و زخمهای تاریخی میشود.