از میان جمعیت نگار یک قدم جلو آمد و خطاب به استوار رستمی گفت: چقدر باید التماس کنیم؟ اگر همه هم راضی به تحویل گرگ حامله باشن من به خاطر اشکهای آتیه و همه مادرهایی که اینجا هستن نمیذارم این حیوان را بیرین و سر به نیست اش کنین استوار گلنگدن تفنگ برنو را کشید و یک تیر هوایی شلیک کرد.
صدای تفنگ در میدانگاه پژواک چندگانه یافت.