تو با آن نگاهت چه مست و بی تاب گفتی؟چنان بی قراری از عشقم کہ دیگر ندیده جهان چون تومدهوش و عاشقو من دل پرده به آن لحظه و آن کلام خوشت را به خاطر سپردم