صبح شنبه است و دش و بهترین دوستش، راب به دریاچه باغ وحش می روند تا اردک های کم یاب دریاچه را تماشا کنند اما درست وقتی وقتی دارند از یک نمایشگاه هنری دیدن می کنند صدای جیغ بلندی می شنوند. اردک های دریاچه غیب شده اند!
تا حالا به خاطر نداشتن گوشی هوشمند مسخره شدید؟ معلومه که نه، اما من چرا! درست همون روز رفتم کنار دریا تا همه دودلی و عصبانیتم از همه کس و همه چیز رو خالی کنم. با خودم گفتم اصلا چرا این شهر با آدماش نابود نمیشه؟ که به دفعه به موجود ناشناخته ای به چشمم خورد منی که عشق حیوون خونگی بودم اون رو زدم زیر بغلم و یواشکی آوردمش خونه این دوست دهن گشاد من احساسات منفی آدما رو میخوره چی از این بهتر؟ اما من...
شما دعوت شدید به تماشای ماجراها و اتفاقات عجیب زندگی به کارآگاه هزار چهره سازمان اطلاعاتی کشور مرد هزار چهره ما برای محفاظت از کشورش در مقابل تبهکارا همزمان هم توی کافه پوآرو کار میکنه و هم زیر دست مربی موری برای کارآگاه حرفه ای شدن آموزش میبینه تازه توی سازمان تبهکارا هم نفوذ میکنه تا...
در مجموعهی میراث لورین قهرمانهای داستان از جنس تردیدها و اشتباههای ما هستند. برای همین ملموس و واقعیاند و خواندن ماجراهایشان تکاندهنده است. کدل و متحد هفتمین و آخرین کتاب از مجموعهی میراث لورین نوشتهی پیتاکوس لور است که نشر افق با ترجمهی پیمان اسماعیلیان منتشر کرده؛ داستانی دربارهی ۹ نوجوان از سیارهی لورین که برای نجات زمین تلاش میکنند و مبارزه با موگادوریها رسالت اصلی زندگیشان است. این جلد را میتوان یک پایانبندی باشکوه دانست که خطهای داستانی پیشین را به نتیجه میرساند و مخاطب را غرق در هیجان و تعلیق میکند..