مرگ مراد ادریسی بازتابی از ساختار دن کیشوت و ادیسه در خود دارد دو دختر هلندی مراکشی تبار و مسلمان به سرزمین آبا اجدادی شان سفر می کنند هویت سه گانه هلندی مراکشی و مسلمان انان را در این سفر با کشمکش ها و کشاکش هایی متعدد روبرو میکند.
در تابستانی در دهه ی 1960، در یکی مناطق جنوبی شهر لندن، پسری نوزده ساله به نام پال از دانشگاه به خانه می آید و با اصرار و تأکید مادرش در رابطه با پیوستن به باشگاه تنیس مواجه می شود.
این اثر تلاش می کند تا از طریق ارائه ی داستانی پرجزئیات از ذهن و روان شخصیت ها و نشان دادن اجبار در گرفتن تصمیماتی سرنوشت ساز در زندگی، به مفهوم آزادی نهایی از منظر فلسفه ی هستی گرایانه-اگزیستانسیال-بپردازد.