«آگوستوس اورت» نویسنده ای تحسین شده است که داستان های ادبی می نویسد؛ «ژانویه اندروز» نیز نویسنده ی داستان های عاشقانه ی پرفروش است. در حالی که «ژانویه» داستان هایی با پایان خوش را خلق می کند، «آگوستوس» تمام شخصیت های خیالی اش را به کشتن می دهد. این دو نفر، دقیقا نقطه ی مقابل هم هستند...
«مثل آنهایی که پز میدهند موسیقی اجق و جق گوش میکنند یا ادبیات سطح بالا میخوانند. خودم هم این کار را کردهام. فکر میکردم این طوری کمبودهایم جبران میشود. شاید هم فقط برای دلخوشی افراد معدودی بود که مجبور بودند آنجا زندگی کنند...»
وقتی امام جماعت تردیدش را درباره ی هویت شخص دفن شده به زبان می آورد، پای همه ی شاهدان به بازجویی باز میشود. اعترافات آن هفت نفر شاهد ماجرا را پیچیده می کند.
میتوانستم تمام ساختمانهای این شهر را ببلعم، میتوانستم همهچیز را ببلعم، آسمان را، جنازۀ شبح را، دروغ را، حقیقت را، دریا را. گرسنۀ چیزی بودم که نامی نداشت.
تاب «پاکبازی» سومین جلد از مجموعهی پرفروش و محبوب «نابغهها» اثر جنیفر لین بارنز است؛ نویسندهای که با روایتهای پرتعلیق، شخصیتهای چندلایه و پروندههای روانشناختی پیچیدهاش شناخته میشود.