«تیله آبی» نوشتهی محمدرضا صفدری ٧ داستان کوتاه را دربرمیگیرد. این کتاب اولینبار در سال ۸۷ چاپ شده است. محمدرضا صفدری یکی از نویسندگان تکنیکی ادبیات معاصر ایران است و ویژگی بارز داستانهای اینکتاب، نیز تسلط تکنیکی و شناخت نویسنده از آداب و رسوم محلی است. او در داستانهای اینکتاب، پیشنهادات تازهای درباره روایت داستانی نیز ارائه کرده است.
صفدری با مجموعه اولش یعنی«سیاسنبو» نام خود را به عنوان نویسندهای مهم به اثبات رساند. او برخلاف رمان «من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم» در داستانهای کوتاه به سمت تجربههای متفاوتنویسی نرفته بلکه با بهره گرفتن از افسانههای محلی داستانهایی مدرن خلق کرده است. قدرت تکنیکی و شناخت فضاهای بومی، باورها و سنتهایی که با زندگی اکثر روستاییان عجین شده، در این مجموعه داستان نمود دارد. داستانهای این مجموعه بیشتر حول خانواده و عشق و افسانههای محلی میگذرند. صفدری از افسانههای ایرانی بهره میگیرد تا بتواند از طریق ساخت فضاهای فولکلوریک، هم روایت را ژرفتر و غنیتر کند و هم آداب و رسوم مردم خورموج و دشتی را در قالب روایتهای تودرتو به نمایش بگذارد. او با دایرهی واژگان گسترده و ساخت ترکیبهای بکر تصویرهایی زیبا میسازد که به مخاطب کمک میکند تا مفهوم داستان را بهتر درک کند و از نظر زیباشناسی نیز لذت ببرد.
«تیله آبی» از خوشساختترین داستانهای این مجموعه است. داستان دربارهی راوی و احمد است. دو پسربچه که با بازگشت به گذشته به بازسازی خاطرات میپردازند. همهچیز انگار از بازی کودکانهای شروع میشود و خاطراتی از ماشینباری و توبا و دیدن مردی عاشقپیشه. این داستان با ساختاری محکم و شخصیتپردازی قوی و دیالوگهای زنده و ملموس نشاندهندهی توجه ویژهی صفدری به لحن است. داستان دربارهی توبا همسر بهزاد شاهنده است که قبلا کنار دست راننده نشسته و رفته آبادان. اما او هیچ حضوری در داستان ندارد ولی تمام داستان با خردهروایتهایی شکل گرفته که به صورتی غیرمستقیم به او برمیگردد. صفدری در این مجموعه تمایل خودش را به افسانههای جنوب کشور و دنیای کودکی نشان داده، تمایلی که در داستانهای «درخت نخستین» و «تیله آبی» به اوج میرسد.
«تیله آبی» شامل داستانهای پریون، تیله آبی، دلگریخته، دیدار، دو بلدرچین، مویه و درخت نخستین؛ یکی از مجموعه داستانهای خواندنی و مهمی است که بعد از انقلاب منتشر شده.