در این بازار بارانی، زمان محدود است و انتخابها بیشمار. سرین که با دردی در دل و پرسشی در جان وارد این جهان خیالگون شده، باید زندگی دیگری را انتخاب کند یا به زندگی پیشین بازگردد-پیش از آنکه دیر شود. همراهیاش با گربهای سخنگو و ورود به غرفههایی که در آنها عطری از گذشته و آینده پیچیده، لحظاتی شاعرانه و تأملبرانگیز میآفریند.
بازار باران، استعارهایست از آرزوی همیشگی انسان برای «زندگی جایگزین»؛ آن تمنای خاموش برای بودن در جایی دیگر، کسی دیگر. اما کتاب با ظرافتی تأثیرگذار نشان میدهد که معنای واقعی خوشبختی، در پذیرش، در آشتی با خویشتن، و در دیدن زیباییهای زندگیِ کنونی نهفته است.
«بازار باران» اثریست آرام، ژرف، و انسانی؛ سرشار از تخیل و دروننگری. اگرچه برای نوجوانان نوشته شده، اما پژواکهای عاطفی آن در دل هر خوانندهی بزرگسالی نیز میپیچد. این کتاب، نهتنها داستانی برای خواندن، بلکه دعوتیست به تأمل.