پس از تجربۀ انسان با پدیدۀ پندمیک کووید 19، فضایی آخرالزمانی خلق کرده که ما، در مقام خواننده، چارهای نداریم جز اینکه خودمان را به جای شخصیتهای کتاب بگذاریم و یک سؤال مهم بپرسیم: اگر ما بودیم، چه میکردیم
کتاب «365 روز بدون تو» مجموعهای از اشعار و دلنوشتههای یک نویسنده است که جدایی از معشوق را به اثری ادبی تبدیل کردهاست. آدمها دلبسته میشوند و گاهی اوقات دلشکستگی را نیز تجربه میکنند.
قصه از جایی آغاز می شود که عصمت به قتل می رسد و پسرجوان، مظنون به قتل اوست. "آبی تر از گناه" یا "بر مدار هلال آن حکایت سنگین بار" دارای نثری دلچسب و خیره کننده است و زبانی که "محمد حسینی" برای نگارش اثر به کار گرفته، دارای قدرت کلامی بالا، پیش روندگی مناسب و عاری از هرگونه اطناب است.
در یک چشمه آب داغ در کوهی متروک، که برف سطح آن را پوشانده است ، یعنی همان قلمرو رویایی سپید شیمامورای ثروتمند با کوماکو ، یک گیشای دون پایه ملاقات می کند. شیمامورا علی رغم اینکه می داند اشتیاق آنها دوام ندارد و این امر می تواند تنها یک نتیجه داشته باشد ، خودش را بدون پشیمانی ای به کوماکو می سپارد. کاواباتا در ادامه ی روند این عاشقانه ی محکوم ، داستانی درخشان را خلق کرده است ، رمانی خیره کننده و سرشار از دلالت های معنایی و تعالی در غم و اندوه.