اِد کلیتون عاشق دروغگفتن نیست، فقط دلش نمیخواهد حقایقی را که مایهی خجالت است به زبان بیاورد. اد کلیتون دروغگوست، اما همیشه که اینطور نبوده، این دروغها از وقتی شروع شدند که پدرش به زندان افتاد. حالا قبل از اینکه بتواند حرفهایش را مزهمزه کند، چرخدندههای مغزش داستانهایی میبافند که حتی به عقل جن هم نمیرسد....