قبلا خانههای مردم را تمیز میکردم و حالا، باورم نمیشود که این خانه واقعا متعلق به من است. آشپزخانهای جذاب، بنبستی آرام و حیاط بزرگی که بچههایم میتوانند در آن بازی کنند. من و شوهرم سالها پسانداز کردیم تا بتوانیم به بچههایمان زندگیای را بدهیم که سزاوارش هستند.
"کلارا پروست میخواند" داستان سفر کلارا به سرزمین پر رمز و راز رمان در جستجوی زمان از دست رفته است. شرح جدال کلارا با کلمههای تقبل و جملههای طولانی مارسل پروست که به دلیلی که هنوز نمیداند، احساس میکند از او آدم قویتری خواهد ساخت. او آرام آرام به کمک پروست در مییابد که این زندگی برایش کافی نیست و چه کسی میخواهد باشد.
"گرگ و میش"، شاهکاری میخوبکننده و دلهرهآور، یادآور تعلیقهای پیچیدۀ شرلی جکسون و پاتریشیا هایاسمیت است و جایگاه هاوکینز را در میان بهترین داستانسرایان مبتکر و نکتهسنج ما محکم میکند.