در شبی آرام ناگهان کتابخانه ی کوچک و مرموزی در وسط شهر مارتین ویل ظاهر می شود. کتابخانه ای که نگهبانش گربه ای نارنجی و با ابهت است و قفسه هایش کتاب هایی کهنه و پررمز و راز را در دل خود جا داده اند.
این داستان در ساحل شهری خیالی به نام سیهام در ایالت اورگن اتفاق میافتد هتلی بر روی صخره ای در دماغه ساحل در حال ساخت است اما کارفرمای هتل از اسرار داخل صخره خبر ندارد.
دوک آلفئوس و جنت میدان را داغ میکنند، کلود زیر نگاه همه قرار میگیرد، و آتی میان بیم روایت اصلی و امید پیوند با پدر قدم برمیدارد-شبی باشکوه که میتواند همهچیز را دگرگون کند.