این کتاب با ردیابی تاریخ پارسیان، نوادگان زرتشتیانی که پس از فتح اسلامی ایران به هند مهاجرت کردند، آغاز میشود. مرعشی توضیح میدهد که چگونه این جامعه در هند بریتانیایی به عنوان یک اقلیت موفق و با نفوذ رشد کرد، در حالی که ارتباط معنوی و فرهنگی خود را با ایران حفظ میکرد.
کتاب به بررسی نقش پارسیان در حمایت از پژوهشهای باستانشناسی، زبانشناسی و مذهبی میپردازد که هدف آن احیای میراث زرتشتی و زبان فارسی بود. مرعشی همچنین تأثیر آنها بر پروژههای ملتسازی ایران، به ویژه در دوران حکومت پهلوی، را تحلیل میکند. کتاب به بررسی نقش پارسیان بهعنوان یک جامعه دیاسپوریک تأثیرگذار میپردازد که توانستهاند از طریق هویت فراملی خود، بر فرهنگ و سیاست سرزمین مادری تأثیر بگذارند. مرعشی این جامعه را مدلی برای مطالعه تأثیرات دیاسپوراها بر ملتها معرفی میکند. پارسیها با بازگشت به ریشهها، از طریق تأمین مالی و احیای میراث زرتشتی و ایران پیش از اسلام، در شکلگیری ملیگرایی مدرن ایرانی نقش اساسی ایفا کردند. اثر همچنین چالشهای تلفیق مدرنیته با ارزشهای سنتی را در دوران تحول ایران به دولت-ملت مدرن بررسی میکند. علاوه بر این، موقعیت پارسیان در هند تحت استعمار بریتانیا تحلیل میشود، جایی که آنان بهعنوان واسطههای فرهنگی میان هند و ایران نقشآفرینی کردند و تأثیرات جهانی خود را تقویت کردند.
بخشی از کتاب
"سفر پورداود به هند و احتمال احیای ارتباط و پیوندهای بیشتر با جامعۀ پارسی را بسیاری از ملیگرایان ایرانی چیزی بیش از گردشگری فرهنگی میدیدند که درنتیجۀ سهولت سفرهای دریایی با کشتی بخار ممکن شده بود. همکاری تازۀ ایرانیها با پارسیها، درعوض، بهعنوان بازیابی گذشتۀ کهن ایران و مایۀ الهامی برای بازآفرینی اصالتی تلقی میشد که تصور میشد گم شده بوده و اکنون پیدا شده است و پارسیها در هند آن را حفظ کرده بودند، اصالتی که هماکنون میشد آن را بهعنوان مبنایی آماده برای برنامۀ سیاسی ملتسازی و ملیسازی فرهنگی ایران سدۀ بیستم بهکار گرفت"