ترانهای برای سلما مجموعۀ چهارده داستان کوتاه از کورت وُنهگات نویسندۀ سرشناس آمریکایی است. ونهگات در این داستانها تصویرهایی زنده، خردمندانه و طنزآلود از زندگی در آمریکای پس از جنگ جهانی منتشر کرد.
در رمان اشباح جزیره کامینو به سراغ مسئلۀ بردهواری رفته است. داستان این کتاب بر مبنای خاطرات لاولی، زن سالخوردهای است که در پانزدهسالگی بهاجبار وطنش را ترک کرده است و اکنون در امریکا زندگی میکند. اجداد او از بردگان آفریقایی بودند و طی حوادث گوناگون در جزیرهای متروک ساکن شده و بدون هر نوع کمک دولتی، زندگی را بهسختی گذراندهاند. لاولی آخرین بازمانده از این جزیره است و خود را مالک آن میداند...
«برم اونجا چی کار؟» علیرضا غمگین خندید برو.... نذار متروک شه. اشک دیگری از چشم هاله ریخت. بذار متروک در را باز کرد. از قلبم که عزیزتر نیست.» پیاده شد. کلید را روی صندلی گذاشت و آرام گفت: من به قدر کافی ازت خاطره دارم..... اینجا... روی شقیقه اش زد. تو سرم...» روی سینه اش زد. اینجا تو قلبم... نیازی به چهار تا آجر و سنگ نیست که مال من باشه با نه... من سهمم از تو رو برداشتم.... باقیش برای خودت... خدا حافظ
فرورتیش چادری بزرگ میان دشت برافراشت و هفت روز را به خوردن گوشت شکار و نوشیدن گذراند و با ملکه از روزهایی سخن گفت که برای اولینبار پا به خانهاش نهاده بود؛ از روزهایی که هر دو سوار بر اسب در دشت میتاختند و آرزوی تسخیر جهان در سرش بود؛ از شبهایی که زیر آسمان پرستاره کنار هم مینشستند و رؤیاها میساختند. فرورتیش مراقب بود که در بازگویی خاطرات، یادی از فرزندش نکند تا مبادا حال و روز ملکه دگرگون شود و دوباره جامهی غم بر تن کند. تلاش میکرد همچون روزهای گذشته، رنج مرگ فرزندش را در تنهایی به دوش کشد تا کسی با دیدن اشکهای پادشاه، پی به اندوه فراوانش نبرد.
«میل، میل دیگری است.» این بیان معمایی ژاک لکان جوهر نظریه روانکاوی انقلابی او را دربر میگیرد و خوانندگان را به دنیای پیچیده و جذاب ذهن دعوت میکند. در «لکان: راهنمایی برای مبتدیان» نوشته لیونل بیلی، به خوانندگان مقدمهای در دسترس و جذاب با ایدههای یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم ارائه میشود.