شاید مهمترین نکته در اسطورهشناسی عصبی-تکاملی معرفی اسطوره نه بهعنوان زبان نمادین، که بهعنوان تجربهای زیسته است. تلقی اسطورهشناسان از اسطوره بهعنوان زبان نمادین سبب میشود اسطوره منحصر به انسان خردمند دانسته شود و بسیاری از جنبههای آن مغفول بماند. اما در اسطورهشناسی عصبی-تکاملی، اسطوره شکلی از آگاهی و تجربهی زیسته در جهان است. بنابراین، هر جانداری که بتواند از جهان تجربهای آگاهانه داشته باشد اسطورهمند نیز خواهد بود. همین موضوع باعث میشود تاریخِ تجربهی اسطورهای بسیار فراتر از انسان خردمند دانسته شود و این ادعا مطرح شود که هرجا آگاهی هست، تجربهی اسطورهای هم اتفاق میافتد. پس تاریخ اسطوره با تاریخ آگاهی درهمتنیده است، لذا اسطوره چیزهای زیادی دربارهی آگاهی به ما میگوید. این کتاب به همین موضوع میپردازد، اینکه رابطهی اسطوره و آگاهی چگونه است و اگر اسطوره در تاریخ تکامل خود اینگونه با آگاهی درهمتنیده بوده است، آیا در مطالعات آگاهی نیز به ما کمک میکند و حرفهای جدیدی برای گفتن دارد یا نه. این کتاب البته به سختترین پرسش در باب آگاهی میپردازد، اینکه اصولا آگاهی چگونه به وجود آمده است.