در خیابانی که آپارتمان پنج سویم در آن واقع شده، اتفاقهای عجیبی میافتد. در این آپارتمان پنج نفر از پشت پنج پنجره و با پنج پرده، داستان زندگی خود را میگویند، داستان خوابها و خیالها و کارهایی که معلوم نیست واقعاً انجام دادهاند، یا فکر میکنند انجام دادهاند، یا آرزو میکنند انجام دهند. جن و پریها هم در این جهان ذهنی/واقعی میآیند و میروند و گاهی ماجرا بیش از این رفتوآمدهاست.
"ابریشم" داستانی زیبا از عشق و اشتیاق است که کاوشی هیجانانگیز از احساسات انسانی و ارتباطات عمیقی را ارائه میدهد که میتواند در فرهنگها، زمانها و مکانها وجود داشته باشد.
این کتابی است که در حقیقت از اشتیاق خواندن زاده شده است. من با اندیشیدن به کتابهایی که دلم میخواست بخوانم شروع به نوشتن کردم و با خود گفتم: بهترین وسیلهی داشتن چنین کتابهایی این است که خود آدم آنها را بنویسد، نه یکی، بلکه دهتا، یکی به دنبال دیگری و همه در یک کتاب...