در میان ادبیات جهان غنای ادبیات فارسی نه از نظر فرهنگمندی مطلق و مواریث گرانقدر هنری آن بلکه به لحاظ افاضه اشراقی متحول و انسان ساز بی نظیر است. شعر و نثر پارسی در خدمت تجلای فطرت کما لجوی و آرمانگرای آدمی است و بيشک روحی که از سر چشمه این آبشخور معنوی سیراب گشت تشنه تیرگی ها نمی ماند و با چنین بارقه عظیم بهجت انگیز و مائده کریم شادی بخش، هیچ سلوائی را برابر نمی یابد...
این اثر یکباره ما را به قلب یکی از بحثبرانگیزترین مسائل خانوادههای امروز پرتاب میکند؛ این مسئله که مصرف تکنولوژی در خانه بهعنوان ابزاری برای کنترل و تجاوز به حریم خصوصی است.
نسترن بیحرف از اتاق حامی خارج میشود. در سکوتی سهمگین وسایلش را از روی میز جمع میکند و در سکوتی پر حرفتر از شرکت خارج میشود. حرفهای فرهودی به قدری برایش سنگین آمدهاند که بسان برگ پژمرده و افتادهای بعد از هرس میباشد. باور ندارد که حامی فرار کرده باشد یا با ژینوس نقشهای کشیده باشند...