صبح شنبه است و دش و بهترین دوستش، راب به دریاچه باغ وحش می روند تا اردک های کم یاب دریاچه را تماشا کنند اما درست وقتی وقتی دارند از یک نمایشگاه هنری دیدن می کنند صدای جیغ بلندی می شنوند. اردک های دریاچه غیب شده اند!
هیچ روزی برای دش کاند خستهکننده نیست. روز دوشنبه، قبل از اینکه دش بتواند از برشتوک و نوشیدنی چگوآرا لذت ببرد، ولگردهای دعوایی، کشتیکجکار و گربهی دیو دودم بهش حمله میکنند.