در تاریخ نمایش ،ایران همواره بخشی در سایه مانده است؛ بخشی که نه در تالارهای رسمی و شناخته شده بلکه در زمینهای خاکی تکیه ها، حسینیه ها گورستانها خانه های قدیمی و فضاهای متروک جان گرفته است.این کتاب تلاشی است برای بازخوانی و تحلیل آن لایه های پنهان نقش اقوام و اقلیت های مذهبی و فرهنگی آیینها و نمایشهای آیینی و فضاهای نا معمول که هر يك سهمی مؤثر در شکل گیری و گسترش تئاتر نوین ایران داشته اند.این جستار نشان میدهد که چگونه تعزیه در دوره ی قاجار، آیینهای نمایشی کردها ترکمن ها زرتشتیان ارامنه و دیگر اقلیتها و حتی روایت های زنانه در آیینهای محلی بسترهایی برای بیان جمعی مقاومت فرهنگی و باز آفرینی هویت بوده اند.در سایه ی فضاهای متروک نمایش در ایران تنها مرور تاریخی نیست؛ کوششی است برای شنیدن صداهای خاموش و دیدن صحنه هایی که در حافظه ی رسمی تاثر جایی نیافته اند اما همچنان در جان فرهنگ نمایشی ایران زنده اند.