پدر کیوریس مک کارتی شغل موقتی برای یک هفته پیدا کرده است، بنابراین پنج فرزند بزرگتر خانواده باید شبها شام بپزند و کارهای خانه را هم هر روز انجام دهند. خوشبختانه، البته از نظر کیوریس، پدر و مادر او را فراموش کردهاند یکی از کارهای خانه را هم به عهدهی او بگذارند. کیوریس، با اینکه احساس گناه میکند، تصمیم گرفته این موضوع را اصلا به روی خودش نیاورد و چیزی به کسی نگوید. به هرحال، او تصمیم دارد دانشمند شود و میخواهد وقت اضافهی خود را برای مطالعات و بررسیهای علمی صرف کند. اما تا کی کیوریس میتواند از زیر کار دربرود و به مطالعهی شیمی بپردازد و در خانهی آشفته و بههم ریختهی خود به مشاهدات علمی بپردازد؟