مرد مسافر در عقب ماشین را باز کرد و به زنش گفت سوار شو. زن آرام آرام نزدیک ماشین شد و سوار شد. مرد در جلوی ماشین را باز کرد و نشست روی صندلی و پسر نوجوان هفده هجده سالهای را که از دور میدوید و داد میزد...
نمونههایی گرد آمدهاند که به راستی نمایندهی نوع ادبی داستان کوتاه هستند و در کنار مقدمه و افزودههایی که برای داستانها نوشته شده، برای داستان نویسان و خوانندگان و دوست داران داستان مفید و کارساز میتوانند بود.