کتاب "دست های آلوده" نمایشی از یک زندگی تشکیلاتی و حزبی است که در آن اعضاء حزب باید چندان به حزب و اهدافش وفادار باشند که دستوراتش را بدون چون و چرا اجرا کنند...
جلال آل احمد در کتاب "یک چاه و دو چاله (و مثلا شرح احوالات)"، فضای جامعه در اواخر دههی بیست و اوایل دههی سی را که از نظر فرهنگی به شدت مسموم است مورد نقد قرار میدهد.
این داستان یک فرقه متصوفه است که در مقابل حاکم وقت می ایستند و حکومت را بدست می گیرند. این فرقه در برای حکومت کردن با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند و متوجه می شوند که اجرای عدالت در حکومت کار بسیار دشواریست. جلال آل احمد کلا نگاه منفی ای به امر تصوف در ایران داشته و آنها را زیر سوال برده است. البته لازم به ذکر است که این فرقه طوری تصویر شده که در واقع به بهاییت نزدیک است.