این کتاب نه تلاشی برای سادهسازی سطحی مفاهیم است و نه مجموعهای از جملات قصارِ سرگرمکننده. برعکس، حاصل سالها تجربه در «دانشگاه بازار» است؛ جایی که نظریه اگر به عمل نرسد، به سرعت فراموش میشود. نویسنده با درک دقیق از شکاف میان «دانشگاه علم» و «دانشگاه بازار»، کوشیده دانایی را در کوچکترین واحدهای قابلحمل ذهنی عرضه کند؛ عباراتی کوتاه، فشرده، اما سنگین از معنا. هر نکته، تقطیری است از تجربه، آموزش، شکست و اصلاح؛ نه جملهای تزئینی برای قاب کردن. در مقدمه کتاب، با تمرکز بر پدیدهی ناشکیبایی و بیحوصلگی، بستر فکری کل اثر را میسازد. مخاطب در همان ابتدا متوجه میشود که مسئله فقط «کم شدن تمرکز» نیست، بلکه با نوعی دگرگونی شناختی روبهرو هستیم...
یارنلها که درآمد چند میلیون دلاری و بیست سال سابقهی کاری دارند یک ساختار عملی جامع... محتوای برجسته... و بیش از دویست توصیه برای ماندن و سود بردن در سال اول... و ساخت یک پایهی تجاری بلند مدت را ارائه میدهند.
ویژگی برجستهی این اثر یعنی کتاب حاضر نورولیدرشیپ؛ سهم مغز در رهبری کاروکسب در آنجاست که تعریف فوقالعاده سادهای از نورولیدرشیپ عنوان میکند و آن هدایت مغز خود و دیگران است.