«آنچه را معمولا میتوان به طور دقیق توجیه کرد اعمال، حرکات از روی قصد، الگوهای عمل قابل مهار، و بخشهایی از رفتارمان است که ما مسئول آن هستیم. در حقیقت توجیه در مورد چیزی که کسی مسئول آن نیست صدق نمیکند حال آنکه مسئول چیزی بودن دقیقا یعنی مواجه بودن با درخواست توجیه برای آن چیز. از آنجا که آنچه دقیقا مسئول آن هستیم رفتار قابل مهار ما است، بنابراین آنچه از ما خواسته میشود توجیه چنین رفتاری است. استثنای ظاهری در مورد توجیه گزارههای معرفتی تنها در صورتی استثنای واقعی است که معرفت را از عمل جدا کنیم و انکار کنیم که باور، تأیید، و تصدیقِ مدعا نوعی رفتارِ از قصد است که ما مسئول آن هستیم. در واقع معلوم میشود که بررسیِ توجیهِ باورهای معرفتی یا بررسی تأیید یا بررسی پذیرش یک جمله، در همۀ موردهای توجیه مایۀ روشنگری است.«
کمیسر کوگل بلیتس مرد باهوشی است که در کتاب پیش رو سر از معماهای پیچیده و راز آلود در می آورد، صاحب جوراب قرمز را می یابد، دزدها و سارق ها را پیدا می کند، راننده آشغال ریز را تشخیص می دهد و… . بچه ها می توانند با کمیسر همراه شوند و با او به حل معماها بپردازند. پاسخ همه ی معماها در کتاب آورده شده است.
سارق نقاب نارنجی دارد. پای شبح به تعطیلات تابستانی باز شده. پیدا شدن لکه ی نفتی گنده ای در رود البه همه را نگران کرده. دزد فروشگاه پالتو پوست را جارو کرده و