فانوس هایتان را روشن کنید و با اولین جونز همراه شوید
اولین وقتی فهمید کلبه ای که مادرش برای گذراندن تعطیلات تابستان در دهکده ای دور افتاده اجاره کرده در نزدیکی حلقه ای سنگی و باستانی قرار دارد هیجان زده شد مردم دهکده این سنگها را که قدمتی هزاران ساله داشتند سنگهای ساحره مینامیدند و آولین برای پی بردن به راز این سنگها لحظه شماری میکرد اولین با هیزل آشنا شد؛ دختری اسرار آمیز و خونسرد اما صمیمی طولی نکشید که آولین به او وابسته شد. در حقیقت هیزل شبیه هیچ یک از افرادی که اولین پیش از آن دیده بود نبود. اما آولین نمی فهمید که اشکال کار کجاست.
آیا پیش از آن که دیر شود اولین متوجه حقیقت وجود هیزل خواهد شد؟