کلود، از ساکنین محله ی تروا و مردی فقیر و گرسنه است که هیچ تحصیلات و یا کمکی از جامعه ی پیرامونش دریافت نکرده است. او یک روز از روی تهیدستی و بیچارگی، به اندازه ی مصرف سه روز معشوقه و فرزندش، هیزم و نان می دزدد.
"بازگشت ناممکن"، سفری است همزمان درونی و بیرونی به ژاپن، سرزمینی که از کودکی در روح نویسنده ریشه دوانده. هر قدم در این سفرْ احضار گذشتهای است که در لابهلای فقدان و گذر زمان محو شده، و هر لحظه تقلایی است برای یافتن دوبارۀ هماهنگیِ درونی با جهانی که دیگر همان نیست...
"بهار ایتالیا" رمانی است اگزیستانسیالیستی که داستانش در آخرین بهار جنگ جهانی دوم در ایتالیا میگذرد. اما علاوه بر این بهار یک بهار دیگر هم در رمان هست که بهصورت یک دختر زیبای ایتالیایی است.
در کتاب "شیلی بر رد پای نرودا"، نویسنده پا در جا پای نرودا، برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات ۱۹۷۱ میگذارد و حدود چهار هزار کیلومتر مسیر، از جنوب تا شمال شیلی را میپیماید.