برای اولین بار سنگینی تک تک اینچ ها و تک تک میلی مترهای شش فوت بین مان را حس می کنم من سویی شرتم را به بدنم نزدیکتر می کشم ... در تلاش برای نادیده گرفتن آن فضای باز؟ آن همیشه آن جا خواهد بود.
در راه جستوجوی طلسمها یک نفر خرابکاری میکند. هر قدمی که برمیدارند، سازمان تعقیبشان میکنند. نه راه فراری است نه جایی برای مخفیشدن. چه کسی به آنها خیانت میکند؟
«الکس» و «رن» با تمام وجود در جستوجوی طلسمها هستند. حالا دیگر زیاد وقت ندارند چون میفهمند سازمان نقشهی شومی در سر دارد و میخواهد ارتشی شکستناپذیر از جنگجویان سنگی برپا کند. طلسمهای گمشده تنها چیزی است که میتواند این نقشهی شیطانی را نقشبرآب کند....