من و جک، همهی کارها را برعکس انجام دادیم. روزی که مرا به دفترش کشاند، که اولین روز دیدارمان بود، پیشنهاد ازدواج داد. حتماً فکر میکنید مردی مثل او، که شاید کمی بیاحساس ولی با این حال باز هم چشمگیر و بسیار دست نیافتنی به نظر میرسد، فقط از عشق زندگیاش تقاضای ازدواج خواهد کرد، مگر نه؟ لابد فکر میکنید چنین مردی باید دیوانهوار عاشق طرفش باشد....
دویت نویسندهای است مستعد که توان سادهسازی مفاهیم پیچیده و فنی به اجزای قابل فهم را دارد و همین موضوع جهانبینیها را از نظر خوانندگان نوآموز به کتابی خوشخوان و نه پیچیده بدل میسازد.
کتاب «همه چیز را به من بگو»، قصه عشق و در حقیقت حکایت چند عشق بیحاصل و ناکام است که به وصال منجر نمیشود و خواننده این کتاب با انسانهایی آشنا میشود که به هر دلیل شاید غمخوارانه و گاهی با از خود گذشتگی از عشقی که خود را سزاوار آن میدانند دست میکشند تا صاحب دل دیگری را استمالت کنند...
این رمان، با تلفیق تعلیق روانشناختی و کاوش عمیق در روابط انسانی، خوانندگان را به جهانی تاریک و پیچیده میبرد که در آن هیچچیز آنطور که به نظر میرسد، نیست. تینترا با مهارت در خلق طرحهای چندلایه و شخصیتهای باورپذیر، اثری خلق کرده که مخاطب را از ابتدا تا انتها درگیر نگه میدارد.